تبليغاتX
بی ترانگی

بی ترانگی

دلم ميخواد برم بشينم روي يه نيمكت يه نيمكت خالي

نگاه كنم به چرخش زمان به آدمايي كه از كنارم ميگذرند به چهره هايي كه ميخندن يا اخم ميكنند غمگينند يا خوشحالند راستي آدما چقدر عجيبند وقتي بيشتر تو وجودشون دقت كني خندت ميگيره از كارهايي كه انجام ميدن

چقدر وقت ميزارين واسه فكر كردن به كارهايي كه تو طول روز انجام ميدين

امتحان كنيد بلاخره يه كاري پيدا ميكنيد كه دليلي براش پيدا نكنيد كه چرا انجامش دادين

امروز يه جايي خوندم كه نبايد با فرصتها چونه زد كاش زودتر ميخوندمش چون ساعتي قبل با يكي از فرصتهاي زندگيم چونه زدم و از دست دادمش

نميدونم چرا هميشه يه ترديد تو جونمه هميشه سايه ترديد روي زندگيمه مثل خوره توي جونمه و عذابم ميده

بد چيزيه اين ترديد

 

و درآخر

دلم گرفته تو اين غروب جمعه دلتنگتم اما نيستي

دلم براي آغوش گرمت لك زده

دلم براي لبخندت تنگ شده

كاش مي دونستي كه بي تو فقط نفس ميكشم زندگي نميكنم

نميدونم آخر اين راه كجاست

خدايا كمكم كن...

+ نوشته شده در 6:11 PM توسط ميلاد |


چقدر سنگين سكوت بين ما

چه محقرانه نگاهم ميكني

ديوار بين ما چقدر بلنده  چقدر محكمه...

من چقدر از خودم دورم مني كه ادعا داشتم حالا چقدر ضعيفم و تو همچنان داري بهم لبخند ميزني

لبخندت تحقيرم ميكنه و تو بازهم بهم ميخندي

از تو دورم...

خيلي دور خيلي نزديك

ديشب تو بارون قدم زدم به ياد تو اما با دستهاي خالي دستهاي سردم گرمي دستهاي تو رو نداشت

من از خودم پر شدم و تو از من خالي شدي

تو خيالم دستهاي گرمت رو ميگيرم و ميبرمت تا اوج

افسوس كه همش روياست

افسوس...

 

 

+ نوشته شده در 1:1 AM توسط ميلاد |


زندگي چيست؟؟؟

شنيدن يك ترانه است ترانه اي آغاز مي شود تو ميشنوي، ميشنوي و پيش ميروي ...

وآنگاه كه ترانه تمام ميشود وآنگاه كه سكوت همه جا را فرا ميگيرد زمان مي ايستد

زندگي تمام مي شود

زندگي تنها يك ترانه است

تولد بی ترانگی تولد مرگ است

با من باش با تو هستم

 

 

+ نوشته شده در 12:20 PM توسط ميلاد |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388




قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin